سلام  خوبین ؟ این پست اولین پست ادبیاته

امید وارم از پستای ادبیات هم خوشتون بیاد

امروز کلا از ادبیات و انواع اون اپیدم

راستی بچه ها خونه تکونی کردین ؟؟بابا بی خیال

تصویر    بپرین ادامه مطلب

۱-بیت : در لغت، به معنی خانه است و در این معنی جمع مکسر آن

« بیوت » است، اما در ادبیات ،نام یک سطر کامل شعر است ، که خود، از ترکیب دو نیم بیت به وجود می آید در این معنی ، جمع مکسر عربی آن « اَبیات » گفته می شود.

2- مصراع ( مصرع ) : در اصل به معنی « یک لنگه در » است . و در ادبیات نام نیم بیت شعر است .

3- قافیه : در لغت به معنی « پیروی » است و در اصطلاح ادبی، نام کلماتی است که در آخر هر دو مصراع یک بیت و یا فقط در پایان بیتهای یک شعر ، با هم هماهنگ باشند؛ نه همسان ، ولی حداقل باید آخرین حرکتشان یکسان باشد. چون همسان کلمات قافیه ، پشت سر هم در شعر می آید و تکرار می شود ، آن را قافیه می نامند .

البته اگر دو کلمه دارای شکل یکسان و معنی متفاوت باشد ، می تواند قافیه باشد و اگر چنین کلماتی در آخر مصراع ها ، بیایند ،معمولا قافیه هستند نه ردیف.

بیتی که دارای قافیه باشد « مقفا ( مقفی ) » نام دارد.

4- مُصَرّع : بیتی که قافیه در هر دو مصراع آن وجود داشته باشد را « مُصَرّع » گویند. بنابر این ، هر بیتی که مُصَرّع داشته باشد ، مقفی هم خواهد بود ، اما مقفی ،  قافیه ها فقط در آخر بیت هاست و بدین جهت ،اینگونه بیتها مُصَرّع نیستند .

5- نام کلماتی است که در آخر ابیات آن ها و یا در پایان هر دو مصرع یک بیت ، به یک شکل و به یک معنی تکرار شوند . اگر کلمه های قبل از ردیف با یکدیگر هماهنگ باشند و شرایط قافیه شدن را با هم داشته باشند و ردیف از یک فعل ، ما دو معنی باشند ؛اشکال ندارد.مثلا ؛ از خانواده ی شدن فعل ربطی و خاص هر دو ساخته می شود.در این صورت ،اگر کلمه های قبلی آنها شکل قافیه داشته باشند ، آن فعل ، ردیف خواهد بود .

 

6- سجع : این کلمه در اصل ، به معنی « آواز کبوتر» است . چون کلمات هماهنگ در آخر جمله ها نیز آهنگی یکسان دارند ، آن را سجع نامیده اند .کبوتر معمولا یک آهنگ را تکرار می کند .و صدای کلمات سجع نیز در آخر جملات چنین است .

بر سر آنم که گر ز دست بر آید  دست به کاری زنم که غصه سر آید

همانطور که قافیه ممکن است با ردیف باشد سجع هم ممکن است با ردیف باشد .

 

بعضی از صاحب نظران، کلمات هماهنگ در آخر بخشهای یک جمله را هم سجع می شمارند

نوشته ای که دارای سجع باشد را نثر مسجّع  خوانند . سجع اختصاصا در قرآن مجید ، فاصله نام دارد .

7- منظوم : هر سخنی است که به صورت شعر سروده شده باشد .

8- منظومه :داستان یا مطلب طولانی است که به صورت نثر نوشته شده باشد و یا هر سخنی که به صورت شعر نباشد.

9- منثور : سخنی است که به صورت نثر نوشته شده باشد و یا هر سخنی که به صورت شعر نباشد .

 

ادبیات فارسی یا ادبیات پارسی به ادبیاتی گفته می‌شود که به زبان فارسی نوشته شده باشد. ادبیات فارسی تاریخی هزار و صد ساله دارد. شعر فارسی و نثر فارسی دو گونه اصلی در ادب فارسی هستند. برخی کتابهای قدیمی در موضوعات غیرادبی مانند تاریخ، مناجات و علوم گوناگون نیز دارای ارزش ادبی هستند و با گذشت زمان در زمره آثار کلاسیک ادبیات فارسی قرار گرفته‌اند.

آوازه برخی شاعران و نویسندگان ایرانی از مرزهای ایران فراتر رفته‌است. شاعران و نویسندگانی نظیر فردوسی، سعدی، حافظ شیرازی، مولوی، عمر خیام و نظامی شهرتی جهانی دارند. در میان چهره‌های شناخته شده ادبیات معاصر فارسی در جهان می‌توان به صادق هدایت در داستان و احمد شاملو در شعر اشاره کرد.

ادبیات یا سخنگان به مجموعه سخن‌های انسانی که در قالب‌های گفتاری، نوشتاری و یا دیگر قالب‌ها مانند قالب الکترونیکی گرد آمده باشند گفته می‌شود. ملت‌ها و تیره‌ها همانگونه که دارای نهادها، مکتب‌های فلسفی یا دوران‌های تاریخی هستند می‌توانند دارای ادبیات نیز باشند. در باور همگانی ادبیات یک تیره یا ملت برای نمونه مجموعه متن‌هایی است که آثار ماندگار و برجسته پیشینیان و همروزگاران آن تیره و ملت را تشکیل می‌دهند. یکی از طبقه‌بندی‌های مشهور و پرکاربرد متن‌های ادبی، طبقه‌بندی دوگانه‌ایست که بر اساس آن متن‌ها به دو گونهٔ اصلی شعر و نثر تقسیم می‌شوند. این طبقه‌بندی سنت دیرینه‌ای در زبان فارسی و ادبیات جهان دارد. سخنوران و فیلسوفان از دیرباز در پی پررنگ کردن خط ظریف میان این دو و ارایهٔ تعریفی فراگیر و تمیزدهنده از شعر و نثر بوده‌اند.

ریشه‌شناسی و تعریف [ویرایش]

ادب واژه‌ای است معرب از فارسی.[۱] این واژه از دیدگاه واژه‌شناسان به معنی ظرف و حسن تناول آمده‌است.[۲] برخی نیز در فارسی، ادب را به معنی فرهنگ ترجمه کرده‌اند و گفته‌اند که ادب یا فرهنگ همان دانش می‌باشد و با علم فرق چندانی ندارد. [۳]

اما ادب در معنی اصطلاحی آن از دیدگاه ادبای قدیم کمی مختلف است. بعضی آن را فضیلت اخلاقی[۴]، برخی پرهیز از انواع خطاها[۵] و برخی آن را مانند فرشته‌ای دانسته‌اند که صاحبش را از ناشایستی‌ها باز می‌دارد. [۶]

اما علم ادب (ادبیات) یا سخن‌سنجی در دیدگاه پیشینیان اشاره داشته‌است به دانش آشنایی با نظم و نثر از جهت درستی و نادرستی و خوبی و بدی و مراتب آن.[۷] اما برخی ادیب را کسی می‌دانستند که عالم بر علوم نحو، لغت، صرف، معنی، بیان، عروض، قافیه و فروع باشد و برخی خط، قرض‌الشعر، انشا، محاضرات و تاریخ را هم جزو آن‌ها دانسته‌اند. [۸]

یکی از تعریف‌های جامع از علم ادب را احمد هاشمی در کتاب جواهرالادب آورده‌است. وی این علم را شامل چهار رکن دانسته که به این شرح هستند:

۱. قوای فطری و عقلی: که شامل هوش، خیال، حافظه، حس و ذوق می‌شود.

۲. قوانین و اصول نظم و نثر و حسن تألیف و انواع انشا و شعر و فنون سخن‌رانی.

۳. مطالعهٔ آثار شیواسخنان و پژوهش کامل در جرئیات آن‌ها.

۴. کوشش بسیار در جهت تسلط بر سبک‌های ادبای قدیم و پیروی از زبان‌آوران و شیواسخنان در حل و عقد نظم و نثر.[۹]

واژهٔ ادبیات بسته به این که چه کسی آن را به کار ببرد معانی متفاوتی می‌یابد. ادبیات را می‌توان برای اشاره به هر نوع مدرک نمادین مانند تصویر نیز استفاده کرد. به بیان بهتر این اصطلاح را می‌توان برای اشاره به هر نوع مجموعه‌ای از حروف استفاده کرد. امام جعفر صادق فیلسوف و دانشمند مسلمان، ادبیات را به این شکل توصیف کرده‌است: «ادبیات، لباسی است که شخص بر تن گفته‌ها و نوشته‌های خویش می‌کند تا آن را زیباتر جلوه دهد». او می‌افزاید که ادبیات برشی از زندگی است که به آن معنا و جهت داده و بر اساس دید مخاطب تفسیری هنری از جهان را ارائه می‌دهد. بارها رخ داده‌است که متونی که ادبیات را می‌سازند این مرزها را شکسته‌اند. رومان جاکوبسون که یک فرمالیست روسی است ادبیات را «خشونتی سازمان‌یافته بر علیه گفتار عادی» توصیف می‌کند و به این شکل می‌خواهد انحراف ادبیات از ساختار محاوره‌ای و روزمره از کاربرد واژه‌ها را نشان دهد. داستان‌های مصور، ابرمتن‌ها و نقاشی‌های غارها هر کدام در زمان خود مرزهای ادبیات را گسترش بیشتری داده‌اند.

مردم غالباً بین ادبیات و آثار مکتوب دیگر تفاوت قائل می‌شوند. اصطلاحات «تخیل ادبی» و «شایستگی ادبی» غالباً به منظور تشخیص آثار ادبی از یکدیگر مورد استفاده قرار می‌گیرند. مثلاً تقریباً تمام انسان‌های باسواد دنیا آثار چارلز دیکنز را در زمرهٔ «ادبیات» تلقی می‌کنند در حالی که برخی از منتقدین، آثار جفری آرچر را شایستهٔ گنجانده شدن تحت عنوان «ادبیات انگلیسی» نمی‌دانند. گاهی اوقات ممکن است منتقدان برخی از آثار را به دلایلی همچون سطح پایین دستور زبان و نحو، داشتن خط داستانی باورنکردنی یا گسیخته و یا داشتن شخصیت‌های متناقض یا غیرقابل‌باور از زمرهٔ آثار ادبی حذف کنند.

تاریخچه [ویرایش]

یکی از کهن‌ترین آثار ادبی شناخته شده در جهان، حماسهٔ گیلگمش است. این اثر ادبی که تاریخ نگارش آن را سال ۲۷۰۰ پیش از میلاد می‌دانند موضوعاتی چون قهرمانی، دوستی، شکست و جستجو به دنبال زندگی ابدی را شامل می‌شود. در هر دورهٔ تاریخی یکی از گونه‌های ادبیات برجسته می‌شود. نخستین آثار ادبی بیشتر دارای جنبه‌های پیدا و پنهان مذهبی یا تعلیمی بودند. ریشهٔ ادبیات اخلاقی نیز همین منابع هستند. سرشت نامتعارف آثار رمانتیک پس از قرون وسطی رشد پیدا کرد در حالی که عصر روشنگری باعث بروز حماسه‌های ملی و آثار فلسفی شد. رمانتیسم بر ادبیات عامیانه و مسائل عاطفی تأکید می‌کرد و به این گونه بود که در سده ۱۹ میلادی راه را برای ظهور رئالیسم و ناتورالیسم که در پی کشف مصادیق واقعیت بودند باز کرد. سده ۲۰ میلادی نیاز به سمبولیسم یا بینش روانی در توصیف و توسعه شخصیت را با خود آورد.

.مقاله [ویرایش]

مقاله، شامل بحثی است دربارهٔ یک موضوع خاص از دیدگاه نویسندهٔ آن. میشل دو مونتین و چارلز لمب از برجسته‌ترین مقاله‌نویسان بوده‌اند.

گونه‌های ادبی که ممکن است در مقاله‌ها مورد استفاده قرار گیرند عبارتند از:

  • خاطرات، که زندگی شخصی نویسنده را از دیدگاه شخصی وی بیان می‌کند.
  • رساله (نامه)، که غالباً به شکل رسمی یا تعلیمی نوشته می‌شوند. مانند نامه‌های عین‌القضات همدانی

داستان [ویرایش]

داستان روایی (نثر روایی) غالباً از نثر برای بیان رمان، داستان کوتاه، رمان تصویری و امثال آن استفاده می‌کند. نمونه‌های منفرد این نوع داستان در طول تاریح وجود داشته‌اند اما تنها در سده‌های اخیر به شکل منظم و مجزا نوشته شدند. برای دسته‌بندی داستان‌های منثور غالباً از اندازهٔ آن‌ها استفاده می‌کنند. هر چند که این محدوده‌ها دلخواه است اما قراردادهای نشر مدرن محدوده‌های زیر را تعیین کرده‌اند:

  • مینی‌ساگا نوعی داستان کوتاه است که باید دقیقاً شامل ۵۰ واژه باشد.
  • داستان برق‌آسا نوعی داستان منثور است که زیر هزار کلمه دارد.
  • داستان کوتاه نوعی داستان منثور است که بین ۱۰۰۰ تا ۲۰،۰۰۰ واژه در بر دارد (اما معمولاً بالای ۵۰۰۰ واژه دارد). این نوع داستان ممکن است دارای ساخت روایی نباشد.
  • رمان کوتاه (نوولا) داستانی است که بین ۲۰،۰۰۰ تا ۵۰،۰۰۰ واژه را در بر داشته باشد.
  • رمان نوعی داستان است که بیش از ۵۰،۰۰۰ واژه دارد.

رمان، داستان بلندی است که به صورت نثر نوشته می‌شود. شکل آن نیز از ابداعات سده‌های اخیر است. داستان منثور ایسلندی به نام ساگاس که گفته می‌شود در سده ۱۱ میلادی نوشته شده، در مرز بین یک اثر سنتی منظوم حماسی- ملی و یک رمان روانشناسی مدرن قرار دارد. به جرأت می‌توان گفت که سروانتس اسپانیایی اولین کسی بود که در اروپا دست به نگارش یک رمان تأثیرگذار به نام دون کیشوت زد. اولین بخش این داستان در سال ۱۶۰۵ و دومین بخش آن در سال ۱۶۱۵ منتشر شد. مجموعه‌های داستانی قدیمی‌تر دیگری مانند هزار و یک شب، دکامرون اثر جیووانی بوکاچیو و داستان‌های کانتربری اثر چاسر شکل مشابهی دارند و اگر امروز نوشته می‌شدند، می‌شد آن‌ها را در دستهٔ رمان قرار داد. دیگر داستان‌هایی که در دوران کلاسیک ادبیات آسیا و عرب نوشته شده‌اند را بیش از آن که ما فکر کنیم می‌توان در دستهٔ رمان قرار داد. برای مثال آثاری چون داستان گِنجی (ژاپنی) اثر بانو موراساکی، داستان عربی حی بن یقظان اثر ابن طفیل، داستان عربی تئولوگوس آتودیداکتوس اثر ابن نفیس و داستان چینی افسانه سه پادشاه اثر لو گوانژونگ.

همهٔ رمان‌ها در اروپا در ابتدا جزو آثار مهم ادبی تلقی نشدند. دلیل آن شاید این بود که نگارش نثر صرف، آسان و غیرمهم می‌نمود. با این حال، امروزه مشخص شده‌است که نگارش نثر بدون توجه به آرایه‌های شاعرانه می‌تواند لذت هنری در فرد ایجاد کند. به علاوه نویسندگان آزاد به این باور رسیده بودند که درگیر نشدن با ساختارهای نظم باعث ایجاد طرح داستانی پیچیده‌تر و یا دقیقتری نسبت به گونه‌های دیگر ادبی حتی شعر روایی می‌شود. این آزادی به نویسنده این امکان را می‌دهد که به سبک‌های ادبی و نمایشی دیگر – حتی شعر – در محدودهٔ یک رمان بپردازد.

آثار منثور دیگر [ویرایش]

نوشته‌های فلسفی، تاریخی، روزنامه‌ای، حقوقی و علمی از گذشته جزو ادبیات به شمار می‌آمدند. این گونه آثار شامل برخی از کهن‌ترین آثار منثور موجود هستند؛ رمان‌ها و داستان‌های منثور نام «داستان» را به خود گرفتند تا از آثار دیگری که معرف واقعیات بودند و اثر «غیرداستان» نامیده می‌شدند مشخص شوند. آثار غیرداستانی از گذشته‌های دور به شکل منثور نوشته می‌شدند.

جنبهٔ ادبی نوشته‌های علمی در طول دو سدهٔ گذشته رو به کاهش گذاشت زیرا پیشرفت و تخصصی‌تر شدن علوم باعث شدند که پژوهش‌های علمی برای بسیاری از مخاطبان غیرقابل درک شوند؛ امروزه علم را در ژورنال‌های علمی می‌توان یافت. آثار علمی اقلیدس، ارسطو، کوپرنیک و نیوتون امروز هم از اعتبار زیادی برخوردارند اما به دلیل آنکه دانش موجود در آن‌ها تا حد زیادی منسوخ شده‌است دیگر نمی‌توان از آن‌ها برای تعالیم علمی سود برد. با این حال این آثار آن قدر هم فنی هستند که نمی‌توان آن‌ها را در برنامه‌های درسی ادبی گنجاند. تنها در برنامه‌های درسی مانند «تاریخ علم» است که می‌توان دانشجویانی را یافت که این آثار را مطالعه کنند. بسیاری از کتبی که به «عمومی ساختن» دانش می‌پردازند نیز امروزه شایستهٔ دریافت عنوان «ادبیات» هستند.

فلسفه نیز تا حد زیادی به یک رشتهٔ دانشگاهی تبدیل شده‌است. بسیاری از فلسفه‌دانان از این وضع ابراز نارضایتی می‌کنند؛ با این وجود بسیاری از آثار فلسفی در ژورنال‌های آکادمیک چاپ می‌شوند. فیلسوفان بزرگ تاریخ مانند افلاطون، ارسطو، آگوستین، دکارت و نیچه رسماً نویسنده تلقی می‌شدند. برخی از آثار فلسفی امروزی نیز مانند آثار سیمون بلکبرن را جزو «ادبیات» تلقی می‌کنند اما بسیاری از دیگر آثار را نمی‌توان در این رده طبقه‌بندی کرد. برخی از مباحث همچون منطق به قدری فنی شده‌اند که می‌توان آن‌ها را با ریاضیات مقایسه کرد.

بخش عمده‌ای از آثار تاریخی را هنوز می‌توان جزو ادبیات به شمار آورد، به خصوص بخشی که آن را به نام گونه اثر غیرداستانی خلاقانه می‌دانند. همچنین بخش اعظم آثار روزنامه‌نگاری مانند روزنامه‌نگاری ادبی نیز چنین است. با این حال این بخش نیز به شدت بزرگ شده و غالباً با هدف سودمندگرایی نوشته می‌شود: مانند ضبط داده‌ها یا هدایت سریع اطلاعات. به همین دلیل آثاری که در این زمینه‌ها نوشته می‌شوند غالباً فاقد خصوصیت ادبی هستند اما برخی از آن‌ها هنوز هم این قابلیت را دارند. بزرگترین تاریخ‌نگاران ادبی هرودوت، توسیدید و پروکپیوس بوده‌اند که همگی جزو ادبای جهانی به شمار می‌روند..