سلام Shark Island چه خبرا ؟

این اپ راجب نشانه های نگارشی هست Clown

مطالب جالبی توی ادامه مطلب زدم  حتما سربزنین

نشانه گذارى

نشانه هاى نگارشى
1. نام و شکل علامت: نقطه (.)
وظیفه : درنگ کامل
موارد کاربرد:
یک . در پایان جمله هاى کامل خبرى یا انشایى.
جمله هاى خبرى حاوى سؤال نیز همین گونه اند
دو . پس از پایان یافتن پی نوشت هاى ارجاعى یا تفصیلى.
سه . پس از نشانه هاى اختصارى.مثال:دکتر.ر
چهار . پس از شماره ردیف رقمى یا حرفى.مثال:1.

نکته: در میان جمله هاى مرکّب، هرگز نباید نقطه را به عنوان نشانه مکث کامل نهاد.

2. نام و شکل علامت: بند، ویرگول، کاما (،)
وظیفه: درنگ کوتاه
موارد کاربرد:
یک. میان جمله هاى پایه و پیرو.
دو. قبل و بعد از بدل، اگر بدل در میان جمله باشد.
سه. بین همه واحدهاى هم اِسناد:
در همه چیز به پدرش همانند بود: سخن گفتنش، سکوتش، راه پیمودنش، نورى که از چشمانش فرا مى تابید، ...
چهار. براى ساده سازى فهم جمله.
پنج. بین بخش هاى مختلفِ نشانى اشخاص و اماکن; و میان اجزاى پس از نام مأخذ در نشانى مآخذ:
«بهاءالدّین خرّمشاهى: «حافظ نامه»، ج1، شرکت انتشارات علمى و فرهنگى،1366، ص 52.»
شش. بعد از فعل وصفى.

3. نام و شکل علامت: نقطه بند، نقطه ویرگول، (;)
وظیفه : درنگ متوسّط
موارد کاربرد:
یک . جدا کردن بخش هاى مستقلّ یک جمله طولانى.
دو . پس از مناداى ادامه دار:
«اى خدا; اى یار محرومان!»

4. نام و شکل علامت: دو نقطه، نشان تفسیر(:)
وظیفه : توضیح و تفسیر
موارد کاربرد:
یک . قبل از نقل قول مستقیم:
دو. میان نام نویسنده و مأخذ در پی نوشت ارجاعى.
سه. میان کلمه و معنى آن در پانوشت.
5. نام و شکل علامت: نشانه پرسش، پرسش نما (؟)
وظیفه : پرسش
موارد کاربرد:

یک . در پایان جمله هاى پرسشى.
دو . براى نشان دادن تردید:
«سیّد جمال الدّین حسینى در اسدآبادِ همدان (افغانستان؟) زاده شد.»

7. نام و شکل علامت: نشان عاطفه، علامت خطاب، نشانه تعجّب (!)
وظیفه : نمایاندن عاطفه
موارد کاربرد:
یک . در پایان جمله هاى عاطفى براى نمایاندن عواطفى مثل دعا، نفرین، آرزو، تحسین، تعجّب، و تأسّف.
دو . پس از منادا، هنگامى که ندا در همان جا پایان پذیرد:
«بنشین محمد!»
8. نام و شکل علامت: دو کمان، پرانتز، کمانک ( )
وظیفه : توضیح
موارد کاربرد:
یک . بیان سال ولادت و وفات:
مثال: علاّمه مجلسى (1037 ـ 1111)
دو . آوردن معادل یک کلمه یا اصطلاح در درون متن.
سه . نشان دادن طرز تلفّظ کلمه و آوانگارى، به ویژه در کتب لغت:
مثال: «سنا (سَ نا): روشنایى»

9. نام و شکل علامت: قلاّب، دو قلاّب، کروشه(][)
وظیفه : افزایش
موارد کاربرد:
یک . افزایش کلمه یا عبارتى به متن اصلى:
مثال:«آیا آن کس که زشتى کردارش براى او آراسته شده و آن را زیبا مى بیند مانند مؤمن نیکوکار است؟»
دو . ذکر دستورهاى اجرایى در فیلمنامه یا نمایشنامه:
مثال:«على در حالى که لبخند مى زند: ...»

10. نام و شکل علامت: خط فاصله، نیمخط، پیوست نما، تیره ( ـ )
وظیفه : پیوند
موارد کاربرد:
یک . قبل و بعد از جمله معترضه.
دو. پیش از نقل قول مستقیم در مکالمه یا داستان.
سه. جدا کردن ارقام از یکدیگر.

11. نام و شکل علامت: سه نقطه، نشانه تعلیق (...)
وظیفه : تعلیق
موارد کاربرد:

یک . به جاى یک یا چند کلمه حذف شده.

نکته: اگر این علامت در پایان جمله باشد، نقطه اصلى آخر جمله نباید فراموش شود.

دو . به جاى بخش هایى از متن در خلاصه نویسى.

سه . نشان دادن مکث در نمایشنامه، فیلنامه، و داستان.

به منظور رساندن منظور و انتقال معنی از زبان گفتار به نوشتار از نشانه‌های نگارشی استفاده می‌کنیم. این نشانه‌ها عبارتند از:

۱- نقطه: .

۲- ویرگول: ،

۳- دو نقطه: :

۴- سؤال: ؟

۵- تعجّب: !

۶- گیومه: « »

۷- نقطه ویرگول: ؛

۸- خطّ فاصله: -

۹- سه نقطه: ...

۱۰- قلاب: [ ]

۱۱- کمانک: ( )

۱۲- ممیّز: /

۱۳- تساوی: =

برای آسانی یادگیری این نشانه‌ها و دانستن کاربرد هر یک، آنها را در جدولی می‌آوریم:

  • نکته مهم: بیشتر نشانه‌ها با با واژه‌ی پیشین خود هیچ فاصله‌ای ندارند و با واژه‌ی بعدی تنها باید دارای یک فاصله باشند. این مورد در مثال‌ها نمایش داده شده است.

جدول نشانه‌های نگارشی

ردیف نشانه نام موارد کاربرد
۱ . نقطه

۱- در پایان همه‌ی جمله‌ها به جز جمله‌های پرسشی و تعجّبی: هوا ابری است.

شاید درک این مسئله دشوار باشد. او هیچ گاه به آن شهر باز نگشت.

۲- پس از حرف یا حروفی که به صورت نشانه‌ی اختصار به کار رفته باشد:

شیخ ما (قه) به نیشابور مجلس می‌گفت.

۲ ، ویرگول

۱- میان جمله‌های مستقل که در مجموع جمله‌ی کامل می‌سازند:

او با تلاش زیادی که کرد، به مقصود رسید.

۲- پس از منادا: خدایا، مرا عفو کن.

۳- هر جا واژه یا عبارتی به عنوان بدل در ضمن جمله یا عبارتی دیگر آورده شود:

اخوان ثالث، شاعر معاصر، سراینده‌ی شعر معروف «خوان هشتم» است.

۴- بین واژه‌های همپایه به جای «و» می‌آید:

فردوسی، مولوی، سعدی و حافظ از بزرگان شعر فارسی هستند.

۵- بین دو واژه که ممکن است خواننده آنها را با کسره‌ی اضافه بخواند:

مادر، حسن را به سوی خود خواند.

۶- به جای مکث کوتاه در جمله:

اگر شب‌ها همه قدر بودی، شب قدر بی‌قدر بودی.

۳ : دو نقطه

۱- قبل از نقل قول:

صاحب‌نظران آموزشی می‌گویند: «شرط درست نوشتن، درست فهمیدن است.»

۲- هنگم برشمردن اجزای یک چیز:

اساس نگارش خوب، دانستن و رعایت چند نکته است: چشم باز، گوش شنوا، دقت و ...

۳- مقابل واژه‌هایی که می‌خواهیم آنها را معنی کنیم:

حلیت: پیرایه

۴ ؟ علامت سؤال

۱- در پایان جمله‌های پرسشی:

آیا تاکنون فکر کرده‌اید که هزاران مادّه‌ی نگارشی پیش روی شماست؟

۲- برای نشان دادن مفهوم تردید:

وفات حافظ در سال ۷۲۱ (؟) اتَفاق افتاد.

۳- برای نشان دادن مفهوم استهزا:

او نابغه (؟) است.

۵ ! علامت تعجب

۱- در پایان جمله‌های تعجّبی، تأکیدی، عاطفی:

عجب روزگاری است!

۲. پس از اصوات:

هان! ای دل عبرت بین.

۶ « » گیومه

۱- سخنی که به طور مستقیم از جایی یا کسی نقل می‌شود:

به قول سعدی: «بنیاد ظلم در جهان اندک بود، هر کس چیزی بدان مزید کرد، تا بدین غایت رسید.»

۲. اسامی و عناوین و اصطلاحات علمی یا فنّی (فقط بار اوّل):

«فضاسازی» در آغاز، میانه یا پایان نوشته نقش مهمّی ایفا می‌کند.

۷ ؛ نقطه ویرگول

۱- برای جدا کردن جمله‌هایی که از جهت ساختمان و مفهوم مستقل به نطر می‌رسند ولی در یک عبارت طولانی، با یکدیگر بستگی معنایی دارند:

برای نگارش گزارش خوب باید فکر کرد؛ منابع را جمع‌آوری کرد؛ فهرست‌ها را تنظیم کرد و ...

۲- در بیان توضیح و مثال پیش از واژه‌های مثلاً، فرضاً؛ یعنی و ...

صور خیال؛ یعنی کاربرد عناصر و آرایه‌های خیال‌انگیزمثل استعاره، تشبیه و ...

۸ - خطّ فاصله

۱- برای جدا کردن جمله‌ی معترضه:

حافظ شیرازی - که او را لسان‌الغیب نامیده‌اند - قرآن را با چهارده روایت در حفظ داشت.

۲- هنگامی که دو واژه بر روی هم دو جنبه‌ی مختلف از یک منظور را نشان دهند:

مباحث هنری-ادبی، نزدیکی و قرابت خاصّی دارند.

۳- به معنی «تا» و «به» برای بیان فاصله‌های زمانی و مکانی:

قطار تهران-مشهد، وارد ایستگاه شد.

حتی گروه‌های سنی ۱۳-۷ سال هم می‌توانند از گلستان به خوبی استفاده کنند.

۴- در مکالمه بین اشخاص داستان‌ها یا نمایشنامه‌ها یا ذکر مکالمات تلفنی، در ابتدای حمله و از سر سطر به جای نام گوینده:

- در قبال امیر تعظیم کن.

- ساکت شو!

۹ ... سه نقطه

۱- برای نشان دادن واژه‌های محذوف یا ادامه‌دار:

گزارش انواعی دارد: ورزشی، سیاسی، خبری، هنری، فرهنگی، ...

۲- سخن ناتمام:

شما... شما... زبانم لال...

۳- برای نشان دادن کشش در گفتار:

سقف هر...ی ریخت. آها...ی حسین کجایی؟

۴- افتادگی واژه یا واژه‌ها از یک نسخه‌ی خطی یا کتیبه.

۱۰ [ ] قلّاب

۱- مطالبی که جزو اصل کلام نباشند:

معلّم به کلاس وارد شد [ابراز احساسات دانش‌آموزان] و بر جایش نشست.

۲- در تصحیح متون قدیمی واژه‌های الحاقی با توضیحات احتمالی در قلاب گذاشته می‌شوند:

گفت: من مردی طرّارم، [تو] این زر به من امانت دادی.

۳- دستورهای اجرایی در نمایش‌نامه‌ها:

- حسین [با قیافه‌ی جدی]: آیا اکنون حاضری به این سفر بیایی؟

۱۱ ( ) کمانک

۱- معنی و معادل یک واژه:

زبان معیار (استاندارد) زبان ملّی ما است.

۲- توضیح بیشتر:

آثار سعید نفیسی سه گروه است: یکی تصحیح (قابوسنامه، غزلیّات عطّار، سیرالعباد...) دوّم تحقیقات ادبی (شرح آثار رودکی، نظامی، خواجو...) سوّم ترجمه‌ها (نمونه آثار پوشکین، ایلیاد و...)

۳- ذکر تاریخ، شهرت، تخلص، نام سابق و ...

شهر همدان (هگمتانه) در طول تاریخ بارها پایتخت بوده‌است.

۱۲ / ممیّز

۱- برای جدا کردن مصراع‌های یک شعر:

خانه‌ی دوست کجاست/ در فلق بود که پرسید سوار/ آسمان مکثی کرد/

  • نکته: برای نوشتن تاریخ در ویکی‌پدیا به صورت ۱۲ تیر ۱۳۷۶ عمل کنید و نه به صورت ۷۶/۴/۱۲.
۱۳ = تساوی

برای نشان دادن تساوی میان دو مطلب:

توانا بود هر که دانا بود = هر که داناست، تواناست.

یادگیری علایم نگارشی و کاربرد آن

« یادگیری علائم نگارشی و کاربرد آن در کتاب فارسی بنویسیم پایه چهارم دبستان »

ا- ویرگول (،)

به ویرگول «کاما »و «درنگ نما» نیز  گفته می شود که نشانه مکث یا وقفی کوتاه است و آن را اغلب در موارد زیر به کار می برند:

الف) در بین عبارت ها و جمله های غیر مستقلی که با هم در حکم یک جمله کامل باشد، چنانکه : آن را که حساب پاک است ، از محاسبه چه باک است.

ب) در موردی که چند کلمه دارای اسناد واحدی باشد. چنانکه :فردوسی ، مولوی ، سعدی و حافظ از بزرگترین سخنوران ایران هستند.

ج) در میان دو کلمه احتمال داده شود خواننده آنها را با کسره اضافه بخواند یا نبودن ویرگول موجب غلط خوانی گردد ؛ چنانکه :پدر ، قلی آمد

د) به منظور جدا کردن بخشهای مختلف یک نشانی یا مرجع یا ماخذ یک نوشته ؛ چنانکه : تهران ، خیابان دکتر علی شریعتی ، کد پستی 19395، کوچه ناهید ، شماره 87.

2- نقطه بند یا نقطه ویرگول (؛)

نقطه ویرگول ، نشانه وقف یا درنگ و مکثی است طولانی تر از ویرگول و کمتر از نقطه ؛ و بیشتر در موارد زیر به کار می رود :

الف) برای جدا کردن جمله ها و عبارت های متعدد یک کلام طولانی که به ظاهر مستقل اما در معنی به یکدیگر وابسته و مربوط باشند ؛ چنانکه : قطره اشک گفت: نخستین بار تبسمی بودم ؛ مدتی دوستی نام داشتم ؛ اکنون اشک نامیده می شوم .

ب) در جمله های توضیحی ، پیش از کلمات یا عباراتی چون « اما » ، « زیرا» ، « چراکه » ، « یعنی » ، « به عبارت دیگر » ، « برای مثال » و مانند آنها ؛ به شرط آنکه در جمله های پیش از آنها کامل و غالبا طولانی باشد ؛ برای نمونه : مال و جاه هیچ گاه نمی توانند آرام بخش روان انسان باشند ؛ چراکه تنها با یاد خدا دل ها آرام می یابد .

3-  نقطه ( . )

مهمترین کاربرد نقطه بدین قرار است :

الف) در پایان جمله های کامل خبری و برخی از جمله های انشایی ؛ چنانکه : شاید این کار به نفع تو باشد.

ب) بعد از حرفی که به عنوان نشانه یا علامت اختصاری به کار رفته باشد ؛ چنانکه : خواجه نصیر الدین طوسی متوفی به سال 672 ه . ق( هجری قمری )  ت . ت . پ( تاکسی تلفنی پیروزی)

ج) بعد از شماره ردیف یا حروف؛ چنانکه : 1.2.3. یا الف . ب . ج . ( در این مورد از خط فاصله (- ) یا هلال (( )) نیز استفاده می شود .) در صورتی که دو جمله کامل با «واو» به یکدیگر معطوف می شوند ، نقطه فقط در پایان جمله دوم آورده می شود ، چنانکه : دست و پایم سخت گم کرده بودم و خود را در دریایی از یأس و نومیدی غوطه ور می دیدم .